خرید بک لینک
28 ساله که میشویم آنقدر بزرگ هستیم که بتوانیم آنچه آدمها هستند را ارزیابی کنیم و سبکسنگینش کنیم با آنچه از گذشتهشان میدانیم. نشستهام یک جای خیلی دور و از آن بالا دارم شماها را میبینم که چه بودهاید و چه شدهاید. شماهایی را میبینم که از پلکبرهمزدنتان ذوق و قریحه میبارید. که از روی لبخندهایتان میشد فهمید چهقدر بااستعدادید. که سکوتتان بیانگر عمق فهمتان بود. میبینمتان که چهطور یکگوشهای خزیدهاید و جنون بر شانههایتان تازیانه میزند. میبینم چهطور تمام برچسبهای موفقیت از روی تنتان سُر خوردهاند پایین و چهطور جایتان تنگ شده و دستتان خالی است و ... آه میکشم. میسوزد دلم، چشمهایم، تیر میکشد سرم، قلبم، گیج میروم.و شمایی را نیز میبینم، بهتر و با چشم بازتر، که چهطور از آن گوشهموشهها، خزیدید و به هر کثافتی چنگ زدید یا نزدید و بالا رفتید و بالا رفتید و کاش با اتکای به پشتکاری که نداشتیم و نداشتند بالا رفته باشید. به پشتکاری که دارید یا ندارید نگاه میکنم و به نسبت میانمایگی با پشتکار میاندیشم و بدم میآید از این اندیشیدن و به نسبتش با آنچه برخلاف همیشه انگار میکند اکتسابی نیست و حسرت میخورم و قرصهایم را یادم رفته و باز انرژیام کم است و حواسپرتیام زیاد (ای کاش این قرصها پشتکارم را بیشتر کنند).شما را میبینم که سایههای گذشته را دنبال خود میکشید و آنقدر میتابانم بر شما که تیرگیاش چشمم را بزند و بعضی چهقدر دراز و سیاهید.دلم برای آن روزهایی که جرقههایی بودیم، بعضی درخشان و بعضی بیجان، بعضی سوزاننده، بعضی سرد و بعضی حتّی هیچ، بیصفتِ بیصفت، که بیسایههایمان این طرف و آن طرف میرفتیم و نمیدانستیم بعد چه میشود تنگ شده.از آن بالاها میبی

برچسب: نویسنده: شیوا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 16:37

جدیدا دو تا چیز خیلی عجیب فهمیدهام.یکی اینکه آدمهایی که تقریباً از نظر فرهنگی-اجتماعی-مذهبی-اقتصادی-تحصیلی با ما همطبقه هستند، میتوانند در مورد امور بسیار ساده و عینی و مشخّص، مثل اینکه چند سالشان است، دروغ بگویند.دوم اینکه همان آدمها میتوانند وقتی ازشان سؤال میپرسی هیچی نگویند. حتّی نگویند «دوست ندارم جواب بدهم». صرفا هیچی نگویند؛ انگار حرفت را نشنیدهاند.در باورم نمیگنجد و احتمالاً تا قبل از این انقدر با آدمهای کمی معاشرت کرده بودم که حتّی همۀ مدلهای توی طبقۀ خودم را هم دربرنمیگرفته.

برچسب: نویسنده: شیوا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 16:37

حالا یاد گرفتهام از افسرده بودنم افسرده نباشم. فهمیدهام افسردگی' href='/last-search/?q=افسردگی'>افسردگی بهایی است که برای داشتن احساسات پیچیدهتر، رشدیافتهتر، نگاه واقعبینانهتر به خودم و نگاه عمیقتر به جهان هستی پرداختهام. حالا میتوانم توأمان افسرده و شاد باشم.

برچسب: نویسنده: شیوا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 28 بهمن 1400 ساعت: 16:37

صفحه بندی